مدرسه‌ی ما تقریبا یه مدرسه‌ی پسرونه‌س چون حدود ۹۸% از دانش‌آموزانش مذکرالجنس هستن. برداشتی هم که بقیه از این مدرسه دارن همینه: یه مدرسه‌ی فنی‌حرفه‌ای ِ پسرونه که همه از دم مخ ِ ریاضی و برق و فلزدان که قراره همه‌شون مهندس الکترونیک بشن. اگر هم خدایی نکرده توشون دختری هست یا زشته و خرخون یا پسرنما!

مثلا همین چندروز پیش که داشتم با اتوبوس از مدرسه برمیگشتم از زبون ِ ۲تا دخترمدرسه‌ای شنیدم که داشتن به هم میگفتن دخترای ِ فلان مدرسه (مدرسه‌ی ما) اکثرا همجنس‌گران. البته من دشمنی‌ای با همجنس‌گراهای ِ عزیز ندارم اما خب یه جورایی بهم برخورد! چون با لحن ِ بدی گفت.. ینی انگار میخواست بگه: اونا که دختر نیستن!

درسته که ما فقط ۵ تا دختر هستیم تو کلاس ِ ۳۲ نفره‌مون اما هیچم زشت و پسرنما نیستیم! کلی هم دخترونه لباس میپوشیم و آرایش میکنیم. البته قبول دارم که از وقتی به این مدرسه میام کمتر وقتمو جلو آینه میگذرونم و راحت‌تر لباس میپوشم. دلیل‌ش هم اینه که با پسرا چشم‌هم‌چشمی ندارم و باهاشون راحتم. کاری به مد ِ لباس و موهام ندارن. از مارک ِ لوازم‌آرایش‌م هم نمیپرسن. تو دنیای ِ دیگه‌ای هستن که ما دخترا باهاش غریبی‌م. نه اینکه بی‌سلیقه باشن یا زیباپسند نباشن.. نه! منظورم اینه که خیلی راحت‌تر برخورد میکنن. مثل ِ دخترا نمیرن تو نخ ِ ریزه‌پیزه‌های ِ ظاهری.

(جالب اینجاس پسرای ِ مدرسه‌هایی که دختراشون زیادترن مثل ِ رشته‌ی علوم‌شیمی و بیولوژی و تغذیه رفتار ِ مایل به دخترونه‌ دارن.)

خب منم اعتراف میکنم که روحیه‌ی دخترایی که این ۳سال به این مدرسه میرن هم تحت ِ تاثیر حضور پررنگ ِ پسرا قرار میگیره و این یه چیز کاملا طبیعیه.

همه‌ی اینارو گفتم که بگم خوب نیست وقتی از چیزی کامل اطلاع نداریم بهش مارک و برچسب بزنیم و دسته‌بندی‌ش کنیم. همیشه استثناهایی وجود داره! بهترین شاگرد کلاس ِ ما تو ریاضی و برق یه دختره!