وقتی ۹ سال پیش ازش جدا شدم خیلی با الان‌ش فرق میکرد.. همه‌چیش

آدماش فرق میکردن.. حتی کوچه‌خیابوناش هم فرق میکردن با الان

دریاچه ارومیه‌ش آب داشت

زاینده‌رودش جاری بود

بنزین‌ش سهمیه‌بندی نشده بود

از طرح ِ مبارزه با بدحجابی و گشت ِ نسبت خبری نبود

دختراش چکمه میپوشیدن

سگاش آزاد بودن

تورم‌ش کمتر بود

بقیه کشورا تحریم‌ش نکرده بودن

هواپیماهاش فرت‌فرت سقوط نمیکردن

زندانیای ِ سیاسی‌ش کمتر بودن

تلویزیون‌ش ۲۰:۳۰ نداشت

مشایی نداشت

شهداش رو تو دانشگاه خاک نمیکردن

رئیس‌جمهورش لات نبود

آبروش نرفته بود

نداها و سهراب‌هاش زنده بودن

وقتی ازش جدا میشدم خوب بود حالش. الان حالش وخیمه اما

من اینطوری نسپرده بودمش به شما

اما میدونید؟ از یه چیزی خوشحالم! خوشحالم که تو بهترین روزها ترکش کردم و خاطرات ِ خوب دارم ازش فقط

و اینکه چقدر خوب خونده سیاوش حرفای ِ دل ِ منو بعد از این سه‌هزار و دویصت و هشتاد و پنج روز دلتنگی : قاب ِ شیشه‌ای

کاش یه بار دیگه ببینمش… قبل از اینکه دیر شه

پیوند: مطلبی که پارسال تو این تاریخ نوشتم