باهم باشیم

Just another WordPress weblog


روزانه‌ها

من برگشتم! با صدا

 

[audio:http://mer3.de/wp-content/uploads/2014/03/mer3.de-22.03.2014.mp3]

این پادکست حاوی ِ چیزهایی از قبیل ِ کفش و سفر ِ خارجه میباشد

 

[audio:http://mer3.de/wp-content/uploads/2013/07/mer3.de_.mp3]

 

مود بورد و کانسپت بورد

Moodboardconceptboard

 

 

درست کردن ِ پروتوتایپ ِ کفش

prototype1

 

رنگبازی

colors

کفش کلکسیون

shoe

مخروط ِ نخی

IMG_1776 Kopie

 

لباسی که بافته و دوخته شد برای ِ کلکسیون ِ همگروهی‌م

baftani

 

 

روزهای ِ کفشی

ده روز ِ اول ترم ِ چهارم رو در مدرسه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی کفش گذروندیم. ۵ روز تئوری و ۵ روز عملی. جالب بود و سخت. وقتمون هم اونقدری نبود که بتونیم آخرش یه جفت کفش ِ درست‌حسابی به عمل بیاریم ولی راه و روششو تا جایی که تونستن بهمون یاد دادن. فکر کنم طراحی و درست‌کردن ِ کفشای ِ نپوش رو ترجیح میدم.

IMG_0218 IMG_0237 IMG_0240 IMG_0270 IMG_0283 IMG_0305 IMG_0320 IMG_0363 IMG_0381

باز هم پست ِ صدادار

 

[audio:http://mer3.de/wp-content/uploads/2013/03/mer3.de-3.02.2013.mp3]

 

کلکسیون ِ میمیکری

Armband Kette Radio Kamera Keyboard

 

 

کلکسیون ِ بچه

Kinder kollektion

 

کلکسیون ِ برج ِ آزادی

SilverAzadi ring Bunt Azadi-silver

آزادی

 

 

 

تورتلینیانه

میگن هرچه برای ِخود میپسندی برای دیگران نیز بپسند. از اینرو خواستم بیام و یکی از خوردنی‌هایی که میپسندم رو باهاتون به اشتراک بذارم. کلا چندسالی‌ست که فرهنگ ِ به اشتراک گذاری به شدت بر ما مستولیست و زشته که ازش اطاعت نکنیم.

دانشجو هستم. از خانه‌ی مادری یا بهتر بگم از آشپزخانه‌ی مادری دورم. حوصله‌ی آشپزی ندارم. عجله دارم. ولی به مامانم قول دادم غذای تازه بخورم و سراغ مکدونالد نروم. پول هم زیاد ندارم. خب؟ حالا میخوام با یکی از غذاهایی که هم سریع  آماده میشه و هم کاملن فست‌فود نیست و سبزیجات ِتازه داره و من فرت‌فرت درست میکنم و ازش سیر نمیشم آشناتون کنم. البته خب لابد آشنا هستید ولی حالا چون خواستم وبلاگ بنویسم بذارید این سوژه‌م باشه. خب؟

اول اینکه شما باید تورتلینی داشته باشید. برید بخرید یا خودتون درستش کنید که اگه اینکارو کنید دیگه ۱۰۰ درصد فست‌فود نیست و دمتون گرم و مامانتون کلی حال میکنه از داشتن چنین فرزندی.

تورتلینی ِ حاضری میتونه این شکلی یا هرشکل ِ دیگه‌ای  باشه. راستی تورلینی انواع مختلف داره. ینی توشون فرق داره. مثلن یکی توش اسفناجه. یکی قارچ یا شایدم گوشت :

 

تورتلینی حاضری

 

خب حالا که تورتلینی دارید بریزیدش تو آب‌جوش و مث ِ ماکارونی بپزیدش. بعد هم آبکش کنید وبذارید کنار تا بعدن برید سراغش. حالا فلفل‌دلمه‌ای و کدو و پیازچه و گوجه و قارچ و کالباس رو بردارید و ریزریز کنید و بریزید تو مایتابه و هرچی ادویه دارید بهش بزنید و بذارید آماده شه. حالا میتونید تورتلینی هارو بهش اضافه کنید.

خب به این قسمت که رسیدید باید بین ِخامه و سس گوجه انتخاب کنید. من با خامه دوس دارم. منظورم از خامه اون خامه‌ی زده نشده‌س. همون که آبکیه.

همه‌ی اینا ۲۰ دیقه هم نشد. خب حالا تورتلینی آماده‌س.

مال ِ من امشب اینشکلی شد:

تورتلینی ِ مرسده پز

 

یک پست ِ صوتی ِ دیگر در باب ِ دانشگاه

[audio:http://mer3.de/wp-content/uploads/2012/10/mer3.de_.mp3]

پادکست‌طوری

[audio:http://mer3.de/wp-content/uploads/2012/05/mer3.de-26-Mai-2012.mp3|titles=mer3.de – 26-Mai-2012]

 

این اون کفشه که گفتم :

اینم مودبورد و کانسپت بورد و طرحام :

اینم تعریف ِ یونی‌سکس :

http://en.wikipedia.org/wiki/Androgyny

 

اینم اینایی که گالوانیزه کردم:

از هر چیز یک کلمه

سه تا سطل خریدم. تا حالا سه تا سطل باهم نخریده بودم. یک سطل ِ نارنجی برایِ کاغذ، یک سطل ِ آبی برای ِ زباله ‌های ِ حمام و یک سطل ِ حصیری هم برای ِ لباس‌چرک‌ها. بعد از خرید ِ سطل‌ها رفتم کتابخانه‌ و کتابی که هفته‌های ِ زیادی بدون ِ اینکه حتی لای‌ش را باز کنم توی کیفم بود را پس دادم. البته به همراه ِ ۱۱ یورو جریمه. اگر بخواهم جریمه‌هایی که تا امروز بابت ِ کتاب به کتابخانه‌های ِ مختلف پرداخت کرده ام را بشمارم مبلغی درمیاید که معادل ِ خرید ِ یک آیپد است. من زیاد کتاب نمیخرم. این کتابهایی که دارم اکثرن هدیه گرفتم و یا از حراجی‌ها و بازارچه‌‎‌های ِ خیریه خریده ام. چون معتقدم کتابی که در کتابخانه یافت میشود را چرا باید خرید؟ من که بیش از یکبار کتابی را نمیخوانم.

از سه‌شنبه برگشته ام خوابگاه. ۱۰ روز تا شروع ِ ترم مانده. خوابگاه خیلی خلوت است. دیشب که از بیرون میامدم فقط دو تا از پنجره‌ها چراغشان روشن بود. این یعنی هیچکس در خوابگاه نیست. همه هنوز پیش ِ خانواده‌هایشان هستند یا رفته‌اند مسافرت و یا اصلن بیرون بودند که چراغشان خاموش بود.

به زودی همخونه می‌آید. اسمش را روی ِ زنگ دیدم. دختر است. کریستین. جز این هیچ چیزی درباره‌اش نمیدانم. امیدوارم هم‌خونه‌ی خوبی باشیم برای ِ هم.

در این روزهای ِ باقیمانده سعی میکنم بیشتر مداد و قلم‌مو در دست بگیرم تا تمرینی باشد برایِ ترمی که قرار است شروع شود.

 

 

کلکسیون‌های ِ یک ترم‌اولی ِ رشته‌ی اکسسواردیزاین

تو این ترم که گذشت دوتا کلکسیون درست کردیم.

کلکسیون اول :  نمایشنامه‌ی استِلا اثری از گوته

استاد ازمون خواست که با پارچه‌ی سفیدی که در اختیارمون میذاره یه کلکسیون ِ سه تیکه درست کنیم با الهام از نمایشنامه‌ی استلای ِ گوته

کلکسیون ِ من :

 

 

کلکسیون دوم : معماری

استاد اینبار ازمون خواست با پارچه‌ای از جنس ِ پی‌وی‌سی از بین ِ معمارهایی که بهمون معرفی میکنه یکی رو انتخاب کنیم و با الهام از آثارش یه کلکسیون درست کنیم. من یکی از ساختمون‌هایی که زها حدید طراحی کرده بود رو انتخاب کردم.

ساختمون ِ موزه‌ی فنو در ولفسبورگ

کلکسیون ِ من:

خودم زیاد دوستشون ندارم ولی خب اولین کارهام هستن و اولین کارها همیشه تو یاد ِ آدم میمونه.

خوابگاه ـ یک پست ِ ویدئویی

ترم ِ اول تموم شد. همزمان به خوابگاه منتقل شدم. خسته شده بودم از قطارسواری.

ننویسم بهتره. بقیه‌ش رو تو این ویدئو ببینید و بشنوید..

خوابگاه

designed by Ali Jmlzdh | powered by Wordpress