باهم باشیم

Just another WordPress weblog


خیاطی

رنگ، پارچه، قیچی

توی ِ رستوران نشستم. ناهارمو خوردم و هنوز نیم‌ساعتی وقت دارم تا برگردم آتلیه. دفترمو از توی کیفم درمیارم و شروع میکنم به نوشتن.

پنج‌ماهه که میام کارآموزی. یک‌ماهش مونده. تو این مدت بیشتر از ۱۰۰تا لباس دوختم. چندتایی برایِ خودم. الان که فکرشو میکنم میبینم هیچ‌وقت ازش خسته نشدم.

پارچه‌ها برام خیلی عزیزن. حاضرم ساعت‌ها وقتمو باهاشون بگذرونم. کافیه یه پارچه دستم بگیرم تا کلی طرح ِ لباس تو ذهنم رژه برن. این کار یکی از کارای ِ مورد ِ علاقه‌ی منه.

اعتماد به نفسم تو خیاطی زیاد شده. با قیچی رفیق شدم از اینکه پامو رو پدال ِ چرخ‌خیاطی فشار بدم و ویراژ بدم نمیترسم.

خیلی دوست دارم یه آتلیه‌ی کوچولو واسه خودم داشته باشم. گذاشتم واسه وقتی که رفتم دانشگاه و مستقل شدم.

فقط نباید بذارم خیاطی باعث بشه کمتر بنویسم.

خیاطی در فرایبورگ

یکی دیگه از شرایط ِ ثبت‌نام تو رشته‌ی طراحی‌لباس گذروندن ِ ۶ ماه کارآموزی و یادگیری ِ اصول ِ خیاطی‌ه.

خیلی گشتم. حتا تو شهرای ِ اطراف. ولی هیشکی نمیخواست به یک کم‌تجربه رو استخدام کنه و بهش خیاطی یاد بده. دیگه داشتم ناامید میشدم و قیدِ ثبت‌نام ِ دانشگاه واسه ترم ِ زمستونی رو میزدم که  خیلی تصادفی یه آتلیه‌ تو فرایبورگ پیدا شد که دنبال ِ کارآموز میگشت. امون ندادم و رزومه‌م رو فرستادم که بعد از چندهفته زنگ زدن و گفتن بیا.

حالا دو هفته‌س که دارم صبح تا ظهر خیاطی یاد میگیرم و بعدش میرم قسمت ِ فروش ِ پارچه‌ و با مشتری‌ها سر و کله میزنم.

تا الان سه تا لباس دوختم که یکیش فروش رفته.

خوبی ِ اینجا اینه که محیط ِ کوچیکی‌ه.  فقط هم طرح‌های ِ خودشون رو میدوزن و با پارچه‌های ِ خودشون خیاطی میکنن. اینه که یه مدت ِ کوتاه که میگذره از جیک و پوک ِ کار سردرمیاری و میتونی تنهایی آتلیه رو بچرخونی حتا.

در این حد خوبه که به این فکر میکنم حالا دانشگاه هم نرفتم، نرفتم.

designed by Ali Jmlzdh | powered by Wordpress